Welcome! This is a website that everyone can build together. It's easy!

HomeThis is a featured page

به سایت عبداله عبداله زاده خوش آمدید. لطفا نظر خودتان را یادداشت بفرمائید مترجم كتاب قوميت گرايي كرد از انگليسي به فارسي چاپ درسا ل81

داراي مقالاتي در نشريه هاي: سروه- ئاوينه- زريبار- روانگه- پيام كردستان ومهاباد و ايران نيوز و سايت انجمن زبان انگليسي WWW.eltanet.org


*Translator of Kurdish Ethnonationalism. *Written Articles in: Sirweh- Aweneh- Zrebar-Rwangeh- Peyam Kurdistan – Mahabad and Iran News Publications &Magazines. Home - translations

Abdollahzadeh52@yahoo.com

یا خوا به خیرین ماله خوتانه. خوشم ده وین بیرو رای خوتان بنووسن.به سپاسه وه

This is a translation by Abdollah abdollah zadeh from Kurdish to English

I always remember you Home - translations

In dancing ceremony at the time of dancing.
In joy at the time of laughing.
In groan, grief or cry funeral
I always remember you; my country .
At night till sleep overcomes me.
In daytime till night comes again .
In a time that I speak to this and that.
I always remember you; mycountry .
In a time that I go to see rose-garden.
With a group of my loyal friends.
Even at the time of fondling.
I always remember you; mycountry .
In highland at the time of hunting.
In the farm that I’m ready for working.
In rendezvous that I squeeze my mistress’s breasts.
I always remember you; my country .
I sacrifice my life for you
In trench against your enemies
I swear to your soil that in the agony of death
I always remember you; my country!! . :
Poet: Heman 1944

Dr. Nader Entessar
Professor and Chairman
Education: B.A. University of California , Los Angeles
Ph.D. Saint Louis University
M.A. University of Missouri , St. Louis

Research & Teaching Interests:
Defense and Foreign Policy
The Developing World (especially the Middle East )
International Politics and Political Economy International Law and Conflict Management
Speaker Bureau Topics: The Middle East Defense and Security International Trade and Economic Relations

زبان اسپرانتو زبان مصنوعي

همه ما با تعريف زبان مادري آشنايي داريم وبا آن تكلم مي كنيم. زباني كه مادرمان با آن صحبت مي كند وما آن را از مادر ياد مي گيريم زبان رسمي هم زباني است كه قانون اساسي كشور با آن نوشته مي شود در كشور ما فقط زبان فارسي زبان رسمي است در بعضي از كشورها قانون اساسي آنها با چندين زبان نوشته شده است مثلاً در كشور سويس چهار زبان رسمي است. زبان دوم يا سوم هم زباني است كه گوينده آن زبان در كشور خود هموطناني را دارد كه با آن زبان تكلم مي كنند. اما زبان خارجي زباني است كه گوينده آن، در كشور خود هم وطناني را ندارد كه آن زبان، زبان مادري آنان باشد زبان مصنوعي هم زباني است كه گوينده بومي ندارد بعبارت ديگر زباني كه زباني مادري هيچ كسي نيست! بلكه زبان خودساخته يا مصنوعي است.

زبان اسپراتنو يكي از زبانها بسيار موفق آميز مصنوعي و بين المللي است كه كه يك چشم پزشك لهستاني بود به نام دكتر زامن هوف در سال1887 ميلادي آن را وضع كرد. دستور آن 16 اصل يا قاعده دارد. زامن هوف در سال 1905 قوائد اصلي و اطلاعاتي راجع به زبان اسپرانتو را منتشر كرد. زامن هوف يك يهودي و از خانواده روسي زبان بود كه در محيطي پر از جدال قومي و نژادي در مرز بين روسيه و لهستان زندگي مي كرد. او به منظور درك وفهم و تحمل همديگر و بهبود و ترقي صبر وبردباري ومحيطي به دور از جنگ ودرگیری، تصميم گرفت يك زبان بين المللي وضع كند يادگيري زباناسپرانتو مخصوصاً براي اروپائيان بسيار ساده است چون كلمات آن عمدتاً از زبانهاي اروپايي مخصوصاً از زبان رومي برگرفته شده است املاء يا نوشته آن بصورت فنوتيك است يعني كلماتي به همان شكلي كه نوشته مي شوند تلفظ يا خوانده مي شوند. گرامر آن بسيار ساده و با قاعده ومنظم است براي اسمها و صفت ها و وافعال سه پسوند ويژه وجود دارند. اسمها فاقد جنس مذكر يا مؤنث هستند وآخر آنها به o- و اسمهاي جمع با پسوند oj- مشخص مي شوند وصفات مفعولي به on- - ختم مي شوند. مثلاً amiko اسم مفرد يعني دوست. وamikoj اسم جمع و يعني دوستان. amikon صفت مفعولي يعني صميمي شده وamikojn صفت مفعولي جمع آن مي باشد فقط يك حرف تعريف (la) دارد .( مثلاً La amiko يعني The friend) و فاقد حرف تعريف نامعين است. همه صفات به –a ختم مي شوند bona amiko يعنيgood friend پسوندهاي مفعولي و جمع بصورت هماهنگ با اسمهاي همراشان، بكار مي روند. همه افعال باقائده هستند و براي همه زمانها فقط به يك شكل ثابت بكار مي روند. و باتوجه به شخص و تعداد(جمع يا مفرد) تغيير نمي كنند: havas يعني داشتن. ( Mi havas=من دارم. vi havas =تو داري. si havas =او دارد. ili havas =آنها دارند). پسوندهاي زيادي وجود دارند كه مي تونند به آخر ريشه كلمات افزوده شوند و كلمات تركيبي يا كلمات جديد با معنايي مختلفي را بسازند.

تعداد گويندگان زبان اسپرانتو 000/100 نفر تخمين زده مي شود. در 83 كشور جهان عضو دارد و50 انجمن ملي اسپرانتو و 22 انجمن تخصصي بين المللي وجود دارند كه زبان اسپرانتو را بكار مي برند. يك كنگره سالگرد جهاني اسپرانتو وجود دارد اولين كنگره آن در سال 1905 در فرانسه برگزار شد. 100 نشريه با اسپرانتو منتشر مي شوند وبيش از000/30 جلد كتاب با اين زبان چاپ شده است. اولين مجله به زبان اسپرانتو در سال 1889 و اولين انجمن رسمي در سال 1893 ظاهر شد.لازم به گفتن است كه به خاطر سلطه زبان كشورهاي قدرتمند مانند بريتانيا وآمريكا زبان اسپرانتو نتوانست براي هميشه به يك زبان بين المللي درآيد. واز پيشرفت باز ماند

منبعEncyclopedia Britannica 2003:

جنایات صدام حسین":عملیات انفال1988 : (Dave Johns) دَیِِو جانس
ترجمه
عبداله عبداله زاده
انفال یک کلمه عربی به معنی"غنائم جنگ" و نام هشتمین سوره قرآن است و راجع به داستانی است که در آن پیروان (حضرت) محمد ثروت و داراییهای غیر مسلمانان را به غارت می بردند. بعضی معتقدند که حکومت (صدام) بدین منظور این کلمه را در مقابله با کردهای شمال عراق بکار گرفته است چون این کلمه توجیه مذهبی برای جنایاتش را فراهم می آورد. عملیات انفال صدام،یک مبارزه عظیم برای نابودی افراد مدنی (غیر نظامی) وتغییر مکان و کشتار دسته جمعی آنها بود. عملیات انفال علیه کردها از فوریه تا سپتامبر سال 1988 وتا آواخر جنگ ایران-عراق ادامه داشت. بعد از اینکه در سال 1980 جنگ با ایران شروع شد، ارتش عراق که در شمال عراق مستقر بودند به خطوط جبهه انتقال داده شد و این امکان را برای پیشمرگان کرد فراهم آورد تا تعدد و قدرت بیشتری بگیرند. در همان زمان، مقاومت منطقه کردستان به رهبری حزب دمکرات کردستان(KDP)و اتحادیه میهنی کردستان(PUK) به جوش آمد. گرچه در سال 1987 شهرهای کردنشین توسط ارتش عراق کنترل می شدند، اما روستاهای دور از مرز مکان امنی برای شورشیان کرد بودند. در همان سال، صدام حسین مسئولیت شمال عراق را به پسر عمویش علی حسن المجید که به وحشگری و بیرحمی مشهور بود، واگذار کرد. علی حسن المجید به سرعت یگانهای نظامی را به صف در آورد تا به گفته او"مسئله کرد را حل کند و خرابکاران را قتل وعام کند." او به هواپیماهای نظامی دستور داد تا گازهای شیمیایی را علیه روستائیان مدنی و پایگاههای(PUK) و(KDP) هدف بگیرند و صدها نفر را بطور غیر مشخص کشتند. رژیم عراق اولین رژیم در تاریخ بود که همشریان خود را با تسلیحات شیمیایی مورد تهاجم قرار داد.و علی حسن المجید به علی شیمیایی مشهور شد. عملیات انفال در اوایل سال 1988 شدیداً جریان داشت از بغداد به فرماندهان دستور داده شد تا مناطق روستایی را در شب یا روز بمباران کنند تا شمار بیشتری از مردم کشته شوند. در همان دستور آمده بود که "همه افراد محاصره شده در آن روستاها باید بازداشت شوند و مورد بازخواست نیروهای امنیتی قرار گیرند و همه افراد بین 15 تا 70 ساله بعد از گرفتن اطلاعات مهم از آنها باید اعدام شوند". در کل هشت بار عملیات انفال به اجرا درآمد و همه آنها دارای ویژگیهای زیر بودند: نخست، با حملات هوایی، تسلیحات شیمیایی را بر سر مردم غیر نظامی و اهداف پیشمرگان می ریختند. سپس، نیروهای زمینی روستاها را محاصره می کردند خانه ها را غارت می کردند و به آتش می زدند. بعداً مردم شهرنشین با کامیونهای نظامی به اردوگاههای برده می شدند که بزرگترین آنها اردوگاه توپ زاوا در نزدیکی کرکوک بود. در این کمپها مردان و پسران از زنها و پیرها و بچه ها جدا می شدند. این افراد به جاهای دور برده می شدند و بطور دسته جمعی اعدام می شدند یا به داخل گورهای دسته جمعی از پیش کنده شده،انداخته می شدند. بسیاری از زنها و بچه ها همچنین کشته می شدند و مخصوصانهایی که مقیم نواحی بودند که از مقاومت کرد حمایت می کردند. در سپتامبر 1988زمانیکه رژیم صدام عفو عمومی را برای همه کردها صادر کرد عملیات انفال خاتمه یافت. هرچند که به آنها اجازه داده نمی شد تا به "مناطق ممنوعه" بر گردند. در نتیجه ی عملیات انفال 90 درصد روستاهای کردنشین بطور کلی از نقشه پاک شدند و حومه های شهر مین گذاری شدند تا از اسکان مردم جلوگیری شود. اما عکس العمل جوامع بین الملل و همچنین ایالات متحده که همانند بسیاری از کشورها دیگر صدام را با پول و تسلیحات در طول جنگ ایران-عراق تجهیز کرده بودند، سکوت و خاموشی .بود
عبداله عبداله زاده
منشاء پيدايش زبان *
كراتيلوس، قديمي ترين منبع مكتوب است كه در آن راجع به منشاء زبان وماهيت معني كلمات بين سقراط و هرموجنس بحث ومشاجره صورت گرفته است. راجع به منشاء پيدايش زبان نظرات مختلفي موجود مي باشند كه بيشتر به صورت فرضيه هستند يعني بطور كامل قابل تائيد يا انكار نيستند چون در هر زباني دلايل يا تعداي نشانه، واژه ، آوا يا ويژگي وجود دارند كه فرضيه هاي زير را ثابت يا بلعكس مردود مي كنند. واضح است كه زبان گفتار مدتها پيش از زبان نوشتار بوجود آمده است. پيدايش زبان نوشتار بصورت نقاشي هاي درون غار به 000/20 سال قبل و لوح هاي گلي به 000/10 سال قبل بر مي گردند اما هنوز هم نمي دانيم كه زبان گفتار چگونه و از چه زماني آغاز شده است و هيچ شاهد مسجلَي در اين رابطه در دست نيست. اوتو جسپرسن مي گويد:"ريشه پيدايش زبان نبايد در نثر بلكه بايد در سيماي شاعرانه زندگي جستجو شود... زماني كه پسران ودختران جوان به منظور جلب توجه جنس مخالف، قهقهه هاي شادي سر داده اند! زبان در روزهاي اظهار محبت بشر ظهور كرده است!". تمثيلي در عهد عتيق (سفر پيدايش) درباره بناي برج بابل هست كه طبق اين حكايت، در آغاز همه مردم جهان به يك زبان سخن مي گفتند. "ابتدا تمام جهان را يك زبان و لغت بود" آنان از شرق كوچيدند و در سرزمين شنعار ساكن شدند تصميم گرفتند شهري با برجي سربه فلك كشيده بسازند اما خداوند از راه گوناگون كردن زبانشان آنان را متفرق كرد... . از تمثيل و حكايات مي گذريم نگاهي به چند فرضيه مربوط به منشاء پيدايش زبان مي اندازيم. 1.منشاء الهي(The Divine source): طبق اين فرضيه "خداوند آدم را آفريد و آدم تمام موجودات را نامگذاري كرد. اين فرضيه براين استوار است كه زبان هبة الهي و استعداد زبان از نعمات خداوندي است". اينكه خداوند آدم را آفريد و او به يكباره قدرت نامگذاري هر چيزي را داشته است موضوع مبهم و گنگ است. آنچه در اين فرضيه جاي تامل است اين است كه زبان، هبة الهي براي بشر است. مي توان گفت كه اين جمله با نظر چامسكي درباره طبيعت ذهن انسان مطابقت وهمسويي دارد چامسكي مي گويد ذهن انسان براي يادگيري زبان از قبل برنامه ريزي شده است. او زبان را داراي دو بعد زباني توانش(Competence) و كنش(Performance) مي داند توانش زباني دانش ناگاه سخنگويان زبان يا طبيعت ذاتي و تاحدي مورثي براي يادگيري زبان در انسان مي داند. هدف چامسكي از زبان توصيف دقيق توانش زباني است. كسي كه با خودش فكر مي كند فقط از توانش زباني استفاده مي كند و نيازي به كنش زباني ندارد.چامسكس اهميت زيادي به توانش زباني مي دهد و زبان نوشتار را بسيار نزديك به آن مي داند. فردينان دي سوسور (زبان شناس ساختگراي سويسي)، همين ويژگي زبان را به صورت زبان (Langue) وگفتار(Parole) بيان مي كند سوسور زبان(Langue) را استعداد ذاتي بشر براي يادگيري زبان مي داند كه ديگر جانداران فاقد اين ويژگي هستند. زبانشناسان مكتب عقل گرايي(Rationalism) معتقدند كه كودكان ذاتاً مجهز به ساختار يادگيري زبان هستند آنان فقط به مقداري داده زباني نياز دارند تا اين استعداد شكوفا شود.درصورتي كه تجربه گرايان (Empiricism) اين نظر را انكار مي كنند. طبق نظر پياژه زبان منبعث از توارث است كه به نظر ذاتي بودن چامسكي و سوسور نزديك است. اخيراً بعضي از زبانشناسان به(زبانشناسي-زيستي) Biolinguistics روي آوردنده اند دليل آنان اين اسن كه زبان موهبت خدادادي است. 2. منشاء صداهاي طبيعي‌(The natural sounds source): ‌بنابراين فرضيه" كلمات آغازي را انسانهاي بدوي با تقليد از صداي محيط پيرامونشان توليد كرده اند نام آواها (onomatopoeia) كلماتي كه تلفظ آنها ظاهراً انعكاسي از صداهاي طبيعي مي باشند". تئوري "bow-wow"پيدايش زبان را تقليد از صداهاي حيوانات اطراف مي داند. هردر(Herder) معتقد است كه نخستين واژه ها، با استفاده از اصوات جهان ساخته شده اند. اما بعضي از زبانشناسان تقليد از صداهاي طبيعي براي منشاء پيدايش زبان را نمي پذيرند. آنان مي گويند كه همه اشياء و پديده هاي جهان مخصوصاً مفاهيم ذهني و انتزاعي، صدا ندارند و اگر هم نام پديده ها برگرفته از تقليد صداي محيط باشند اين نامها و صداها مي بايست در همة زبانها يكي مي بود.زبانشناساني مانند سوسور و چامسكي و ارسطو معتقدند هيچ رابطه اي بين شيء و نام آن وجود نارد بلكه نام پديده ها بصورت قراردادي و اختياري است. و از سوي ديگر نبايد منكر اين حقيقت شد كه در هر زباني تعدادي نام آوا وجود دارند كه برگرفته از صداي آنها مي باشند. حتي بعضي از زبانشناسان، وجود نام آواهاي زياد در زبان را نشانه طبيعي بودن آن زبان مي دانند. از لفظ نام آواها مي توان معني آنها را حدس زد. در زبان كردي نام آواها بسيار هستند. مانند: بؤق يا بق ‌(در كردي شمال)- ثة ثوو- جوجة-كرمة كرم ومياومياو-قوقلي قوو- خشثة خشٍث... . افلاطون وطبيعيون معتقدند كه زبان ماهيت طبيعي دارد و به وجود رابطه بين صورت ومعني واژگان معتقدند. افلاطون در رساله كراتيلوس از اين ديد به بحث دربارة منشاء زبان پرداخته است. ارنست كاسيرر(Cashierer Ernest) ضمن تاكيد بر نقش نام آواها، به عنوان نخستين واژگاني كه با تقليد از اصوات طبيعت ساخته شده اند براي نخستين همزاداني اسطوره اي قايل است. شلينك در زمينه پيدايش زبان با او هم نوا است. 3- منشاء گفتار- حركتي (The oral-gesture source): براساس اين فرضيه بر رابطه بين حركات جسمي و اصوات توليد شده تاكيد مي شود. حتي امروز هم با وجود تغيير و تحولات جسمي و مهارتهاي پيشرفته زباني در انسان باز هم از حركات جسمي از جمله حركات دست ها، چهره، ابروها و چشم ها استفاده مي شوند. اين حركات هم مي توانند منشاء پيدايش بعضي از صداها در زبان باشند. بعضي از حركات و اشارات در حالتهاي شاد يا در حالتهاي عصباني مي توانند منشاء پيدايش صداهاي مختلف و متفاوت باشند. اما همة كلمات و آواهاي ونشانه هاي زبان در زبان اشاره خلاصه نمي شوند بعضي از موضوعات انتزاعي و ذهني را اصلاً نمي توان با زبان اشاره بيان كرد. 4- فرضيه ديگر بر پايه تئوري صداهاي طبيعي و اصطلاحاً به تئوري “yo-heave-ho” مشهور است. براساس آن، صداهاي اشخاص در هنگام انجام كار بدني بصورت دسته جمعي، منشاء زبان انسان مي باشند. در هر زباني تعدادي اصوات و آوا وجود دارند كه اشخاص بهنگام كار دسته جمعي مانند شكار يا حمله به رقيبان يا كسب پيروزي توليد كرده اند و اكنون هم اين اصوات در اجتماعات زباني موجود مي باشند. آنچه كه در اين فرضيه جالب توجه است اين كه به حالت اجتماعي و دسته جمعي زبان، اشاره مي شود. 5- تناسب اعضاي بدن Physiological adaptation”": منشاء پيدايش زبان را به حالتهاي مناسب و مختلف اندامهاي گفتار در انسان ربط مي دهد. شكل دندانهاي انسان كه حالت عمودي دارند و شكل حنجره و دهان و زبان كوچك و انعطاف پذير و ... براي توليد آواها و اصوات بسيار لازم و ضروري هستند. با وجود اينكه مغزانسان طبيعي حدود سه پوند (1375 گرم) و از مغز وال آبي (9000گرم) كمتر است اما نسبت مغز انسان به بدنش از همه ديگر جاندارن بيشتر است. مهمتر اينكه مغز انسان براي يادگيري زبان به مرور بصورت يكسويه(Lateralized) در مي آيد ويادگيري زبان واستفاده از ابزار در انسان به نيم كره چپ مغز موكول مي شوند. نبايد فراموش شود كه وجود اندامهاي مناسب فقط مي تواند براي كنش زباني يا گفتار زباني مناسب باشند. ولي زبان انسان فقط شامل كنش زباني نيست و اگر زبان انسان همراه با توانش زباني نباشد، بسيار محدود و مبهم خواهد بود. تغييرات اجتماعي عظيم دوران عصر حجر منجر به پيدايش زبان و گفتار به شكل امروزي شد. ظهور حرفه هاي مانند بافندگي و سفالگري كلمات يا برچسب هاي لفظي جديدي را نياز داشت. تغيير زندگي از حالت چادرنشيني وكوچ گري وشكارحيوانات به زندگي غيرمهاجر واسكان، وتوليد غذا از طريق كشاورزي و همچنين جنگ ودعوا بين قبايل و زندگي شهرنشيني تغييرات بيشتري را فراهم آورد بيان تغييرات آب وهوا و ظهور فصلهاي مختلف سال وتوضيح وتفسير افسانه ها، هنر ، علوم جديد و ... لغات و عبارات زيادي مي طلبيد. به نظر مي رسد علارغم پيشرفت بشر درعلوم مختلف و مخصوصاً درعلم زبانشناسي، با گذشت زمان مبداء پيدايش زبان همچنان گنگ و در ابهام باقي بماند!!. منابع: 1- The study of Language: by George Yule 2- درآمدي بر زبانشناسي معاصر:ترجمه دكتر علي درزي 3- زبان شناسي همگاني: م. اميري 4- زبان شناخت: سيما وزيرنيا






No user avatar
A_Abdollahzadeh
Latest page update: made by A_Abdollahzadeh , Nov 28 2009, 5:38 AM EST (about this update About This Update A_Abdollahzadeh Edited by A_Abdollahzadeh

102 words added
7 words deleted

view changes

- complete history)
Keyword tags: Contact
More Info: links to this page
Started By Thread Subject Replies Last Post
Anonymous Ur wensite 0 Jan 10 2011, 1:48 PM EST by Anonymous
 
Thread started: Jan 10 2011, 1:48 PM EST  Watch
Dear Mr. Abdollahzadeh
Just viewed ur informative and nice blog. Wish u good luck.
Talebzadeh,
AzerELTA
www.eltanet.org
Do you find this valuable?    
Keyword tags: Contact (edit keyword tags)
Anonymous letter to frients 1 Dec 31 2006, 2:55 AM EST by peshawa
 
Thread started: Dec 30 2006, 4:02 PM EST  Watch
Saddam was Excuted
2  out of 2 found this valuable. Do you?    
Keyword tags: None (edit keyword tags)
Show Last Reply
Anonymous letter 0 Nov 3 2006, 10:54 AM EST by Anonymous
 
Thread started: Nov 3 2006, 10:54 AM EST  Watch
please
send your ideas to this site
7  out of 7 found this valuable. Do you?    
Keyword tags: None (edit keyword tags)

Anonymous  (Get credit for your thread)


Showing 3 of 3 threads for this page